اوایل ماه مارس سال ۱۸۸۳ است. صبح زود چشم باز میکنی و میبینی شرلوک هلمز، لباس پوشیده و آماده کنار تختت ایستاده. ساعت روی میز هفتوربع را نشان میدهد و این متعجبت میکند؛ چرا که شرلوک، برعکس تو، چندان آدم سحرخیزی نیست. پس با کمی دلخوری، پلکزنان به او خیره میشوی.

دیدگاهها